قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1956

تاريخ الفي ( فارسى )

آنكه دو سال و هشت ماه به حكومت عراق گذرانيده بود به علّت استسقا درگذشت ، بهاء الدّوله « 1 » [ به ] قائم‌مقام [ ى ] او بنشست و خليفه ، الطايع باللّه عباسى ، به عزاپرسى بهاء الدّوله آمد « 2 » . بهاء الدّوله در پيش او زمين ادب ببوسيد و خليفه از كشتى فرود آمده بهاء الدّوله را خلعت پادشاهانه پوشانده از عزا بيرون آورد و بهاء الدّوله ابو منصور بن صالحان را كه وزير پدرش بود ، به وزارت مقرّر گردانيد . و امّا احوال ابو على بن شرف الدّوله كه در حين اشتداد مرض با خزاين و والده به جانب فارس مقرّر شده بود ، به آن قرار گرفت كه چون به بصره رسيد خبر فوت شرف بهاء الدّوله به او رسيد ، بنابراين ابو على جميع خزاين را با عورات از راه دريا به ارجانه « 3 » فرستاده خود نيز از راه خشكى بسرعت تمام متوجّه ارجانه شد و بعد از وصول او به ارجانه جميع تركان كه در ارجانه بودند ، به اتّفاق ابو القاسم العلا بن الحسن كه والى آن ديار بود ، به خدمت ابو على آمده در مقام اطاعت و انقياد درآمد و ابو على از ارجانه با لشكرى مستعد متوجّه شيراز شد . امّا جماعتى كثير از ديالمه اتّفاق نموده صمصام الدّوله را از قلعه بيرون آورده درصدد آن شدند كه ابو على بن شرف الدّوله را گرفته به صمصام الدّوله سپارند . اتّفاقا ، ابو على قبل از آنكه ديالمه او را دستگير نمايند خود را از ميان ايشان بيرون انداخت [ و ] به اتراك ملحقّ گشت ، بنابراين ميانهء تركان و ديلميان مدّتى مديد محاربات بسيار واقع شد . آخر الأمر ، ابو على به اتّفاق تركان متوجّه شهر فسا گشت و از آنجا غنايم بسيار به دست آورده و هركه از ديالمه در آن شهر بود همه را به قتل رسانيد و اسب و سلاح ايشان را گرفته به جانب ارجانه مراجعت نمود . اتراك ابو على را به ارجانه رسانيده باز به جانب شيراز مراجعت نمودند و با صمصام الدّوله و ديالمه جنگهاى عظيم كردند و شهر شيراز را نهب و غارت نموده باز به ارجانه رفتند . و در اين وقت بهاء الدّوله از بغداد رسولى پيش برادر خود ، ابو على ، فرستاده ظاهرا او را استمالت بسيار نمود ، چنانچه بهاء الدّوله از جانب ابو على مطمئن خاطر گشت ، امّا بهاء الدّوله در باطن با برادر خود نفاق ورزيده جميع تركان او را به مال و مناصب ارجمند فريب داده فرمود كه نوعى كنند كه ابو على را به بغداد دارند . بنابراين ، تركان مرغّبات بسيار گفته ابو على را به بغداد آوردند . و چون ابو على به بغداد رسيد بهاء الدّوله با او اوّلا در مقام عزّت و حرمت پيش آمد ، امّا آخر الأمر ، بعد از چند روز او را گرفته به قتل رسانيد و بعد از قتل

--> ( 1 ) . وى ابو نصر پيروز بن عضد الدّوله است . ابن خلدون معتقد است كه شرف الدّوله تا لحظهء مرگ هيچ‌كس را به عنوان وليعهدى انتخاب نكرد و تنها از برادرش ، بهاء الدّوله ، خواست كه تا زنده است كارهاى ملك را زير نظر بگيرد . چون بمرد ، بهاء الدّوله خود را جانشين او خواند ؛ - العبر ، ج 2 ، ص 673 . ( 2 ) . الطايع باللّه در محلّى به نام زنزب به عزاپرسى بهاء الدّوله رسيد . ( 3 ) . ارجانه : يا ارجان ، كه بهبهان كنونى است .